
出会えた幻に、さよならを
茜さすこの空に
零れた弱さに、手のひらを
ひとひらの花びら
そんなふうに
出会い重ね
願いを知る
پس از خیالاتی که روزگاری ملاقات کردم،
از آسمون قرمز رنگِ درخشان خداحافظی میکنم.
ضعفهایی که روزگاری از خودم نشون دادم رو
درست مثل تک گلبرگ گلی که در معرض باده، به دست فراموشی میسپارم.
وقتی دیدارهای جدیدی داشته باشم، میتونم آرزوهام رو بشناسم.
Akanesasu
Aimer
همم… آفتاب بی رمق پاییز و میز کار و یک لیوان چای سبز و دفتر خلوت…
و یک Akanesasu ی بی نظیر…
همم…