بعد از چندین سال پیام داده که عذرخواهی کنه؛ بگه به خاطر گذشته متاسفه؛ از اینکه اینقدر بچگانه رفتار کرده. در عین حال این مطلب رو هم با تاکید اضافه میکنه که چیزی از گذشته یادش نمیاد.
صادقانه بگم؛ سی ثانیهای فکر کردم تا دقیقا متوجه شدم صاحب پیامها کی میتونه باشه. اما حتی پس از اون هم احساس بخصوصی از این یادآوری بهم دست نداد. صرفا به این مساله فکر کردم که بامزه نیست عذرخواهی کنی اما حتی خودت هم ندونی که برای چی؟ به خاطر خدا… اگر این معنای بزرگ شدنه، تو هنوز هم یه بچهای…
حقیقتا متعجبم از این حافظۀ Selective ملت. جدا بعضیها رو چه حساب و کتابی فکر میکنن اگر بگن که اشتباهاتشون رو بخاطر نمیارن، همه چیز به راحتی پاک میشه؟ این که تو چیزی رو به خاطر نیاری، به این معنی نیست که اصلا هم اتفاق نیفتاده. گیریم که در ذهن من رها شده و بیاهمیت. فرق نیست بین اینکه حقیقتی رو واقعا به یاد نیاری و اینکه نخوای خاطرهای رو به خودت یادآوری کنی؟
به خاطر خودت هم که شده به جای این حرکتهای بیمعنی، بیا و پای کردههات بایست، کمی مسئولیتپذیر باش. چطوره؟ هر اشتباهی هزینه داره و اگر توی نوعی فکر میکنی بدون پرداخت هزینهش میتونی به این راحتی خودت رو مبرا کنی، بر این باورم که سخت در اشتباهی.
تمام اینها در حالیه که مشخصا ایدهای نداری بعد از گذشت این همه سال چقدر در حافظۀ من بیمعنا و کمرنگ شدی. نگفته بودم؟ تو حالا صرفا یک غریبهای؛ چه تمام زندگیت رو بخاطر بیاری، و چه نیاری…
گفته بودم چقدر عکسی که از خودتون اون گوشه گذاشتین رو دوست دارم؟ فکر میکنم تصویر مناسبی ازتون به نمایش میذاره. توی ذهن میمونه.
راستی یه جمله کوتاهی اون پایین توی about بود الان برش داشتین، یه روز همیجوری داشتم میگشتم بهش برخوردم! بانمک بود.
اینطور فکر میکنی؟ ممنون سارایی :* کنجکاو شدم که برای تو چی رو ممکنه به نمایش بذاره.
چطوری اون پایینها دیدیش؟ : )) آفتابگردون با دقت من…
همیشه دوس داشتم بپرسم کی بوده این دختر خانم….
کسی که یه زمانی عزیز بود.
به هر حال الان حضور یه عزیزتر و شیرینترش شامل حالم شده.
راست میگه سارا چرا پاکش کردی :)) از جمله افتخارات من بود که پیداش کردم اون پایین :))
گومن گومن : ))
نمیدونستم این همه طرفدار داره. لول