نمیدونم این چه حکایتیه که از ته دل دوستشون داری و واقعا اینطوره؛ اما به محض اینکه مقداری ابهام پیش میاد به راحتی نیشت میزنن.
حالا اصلا مهم نیست که در چه وضعیتی باهاشون صحبت کردی؛ منظوری داشتی یا نداشنی؛ یا اینکه اصلا خسته بودی و فقط به اندازهی کافی کد وارد نکردی که نشون بده قصد متهم کردنشون رو نداری.
هیچ اهمیت نداره که چقدر از کار کردن باهاشون احساس خوشحالی میکنی و به زبون میاری که خوشحالی که در کنارشونی و ازشون ممنونی.
همهش رو میتونن در کسری از ثانیه به باد بدن.
و این به اندازهی کافی نشون دهندهی این موضوع هست که مقصر خودمم.
واقعیت اینه که علیرغم علمی که نسبت به این موضوع دارم، به نظرم پدیدهی غم انگیزه.
Monday. Dec 17, 2012. 07:08 P.M
27 آذرماه 1391