از آخرین باری که با هم صحبت کرده بودیم سالها میگذشت. عمیقا نمیشناختمش؛ یعنی هیچوقت فرصتش رو بهم نداده بود. دورۀ آشنایی کوتاهی داشتیم. چند سالی جوانتر از من بود و تا قبل از اون اتفاق کذایی، برای مدتی اوقاتش رو با من سپری میکرد.
گفت «بابت اون روزها متاسفم. نباید اینطوری میشد.»
جواب دادم که «مشکلی نیست.» و حقیقتا نبود. در حافظۀ من حضور معناداری نداشت.
گفت سالها نگران بوده که مبادا دلگیر شده باشم.
خندیدم! شاید او این حقیقت رو نمیدونست؛ که آدمها به این سرعت و سهولت برای هم دغدغه نمیشن…
Saturday. March 26, 2022. 10:19 P.M
06 فروردینماه 1401