ایستاده بودم زیر درخت ساکورای نزدیک محل کار و به حجم گلبرگهایی نگاه میکردم که همراه باد تاب میخوردن و به سرعت پراکنده میشدن. میتونستم صدای هیجان زدۀ چند تا بچه رو از پشت سر بشنوم که میگفتن «雪のようだ、見て». (نگاه کن مثل برف میمونه.)
دو روز بعد، دیگه چیزی از شکوفهها باقی نمونده بود. عمرشون همینقدر کوتاه بود. اون روز، آخرین روز کاری قبل از اعلام وضعیت اضطراری سراسری بود و بعدش، قرنطینه شروع شد…
***
の花びら散るたびに、届かぬ思いがまた一つ
涙と笑顔に消されてく、そしてまた大人になった
追いかけるだけの悲しみは、強く清らかな悲しみは
いつまでも変わることの無い
…無くさないで君の中に、咲くLove
「Sakura」
Kobukuro
Sunday. April 19, 2020. 08:45 P.M
31 فروردین 1399