هنر نسبی لذت بردن از تحریرهای یک زندگی و تا کردن با برخی مشکلاتش، از قضا شباهت زیادی به خوردن گیلاس داره.
کاملا شایستهست که بدون صرف هیچگونه حساسیت اضافی و بدون اینکه بخوای به هر سوراخ سمبهای بند کنی، بگذاریش توی دهنت، بجوی و قورتش بدی.
در غیر این صورت هیچ تضمینی وجود نداره که بعد از کنکاش اضافی محتویات هر دونۀ گیلاس، بتونی به همون راحتی قبل، به خوردنش ادامه بدی.
به هر حال واقعیت اینه که تا وقتی ندیدی، کرمش هم مزۀ خودش رو میده. غیر از اینه؟