
夢から覚め僕らは大人になる
要らない事ばかりを何故か知ってしまう
迷って立ち止まって繰り返していく
涙流しながら笑って生きていこう
あの日見つけたのは希望
そう思うから
***
ما چشم از رویاها بستیم و تبدیل به آدم بزرگهایی شدیم،
که چیزهای بیمورد و به درد نخور زیادی رو یاد میگیرن
[بارها] راه رو گم کردیم، بلند شدیم و دوباره در مسیر تکرار، ادامه دادیم.
اما بیا در عین حال که اشک میریزیم، بخندیم و به زندگی ادامه بدیم.
چون باور دارم اونچه که اون روز پیدا کردم، «امید» بوده.
「Early Days」
Akatsuki Rin
دوست ندارم وقتی به مشکلی برمیخورم، سختی ماجرا رو با سخت گرفتن قضیه برای خودم دو برابر کنم. فردا یک روز دیگه ست؛ میشه از نو شروع کرد。;-)