14JUN

+

یا بشین درست حلش کن، یا رهاش کن که بره!

دو روز زندگی چیه که برای چندرغاز مشکلش اینطور شل کن سفت کن راه انداختی؟

 ***

永遠に降り捧ぐ悲しみの待つほどうで
今でもあなたのことを信じ続ける

Eien ni furisasagu kanashimi no matsuhou de
Ima de mo anata no koto wo shinji tsuzukeru

حتی اونجا که باران غم ها بی وقفه به باریدن ادامه میده،
من همچنان به تو ایمان خواهم داشت…

「Tonariau」

The Oral Cigarettes

Wednesday. June 14, 2017. 12:53 A.M
24 خرداد 1396
13JUN

+

 

اخیرا یکی از پررنگ ترین خواسته هام شده این قضیه، که وقتی موعد تخلیۀ کمد دانشکده رسید، زمان کندن اون یادداشت کذایی از دیواره کمد لبخند بزنم.

 

 

Tuesday. June 13, 2017. 03:03 P.M
23 خرداد 1396
11JUN

+

 

~ああ

時々静かにして何も言わずに進んでいるのが一番ベストだな

 

P.S: 私に出来る事__i

Sunday. June 11, 2017. 10:49 P.M
21 خرداد 1396
10JUN

+

 

– آخه من نمی فهمم؛ این چه حرکت احمقانه ایه؟!

+ حالا بیا و یکبار به خاطر من حرکت احمقانه انجام بده!

– پس فکر می کنی الان برای چی اینجام؟!!

 

Saturday. June 10, 2017. 10:16 P.M
20 خرداد 1396
08JUN

+

به خودم می‌گم که یکی از همین روزها…

در حالی که توی آینه به تصویر خودت نگاه می‌کنی، می‌تونی مثل سابق احساس خوشایندی از سلامتی داشته باشی؛ اما تا پیش از اون، خودت رو در قاب آینه زیبا تصور کن.

***

白い薔薇の花びら、ひとつふたつ開けば、あの日の記憶蘇るでしょう
安らぎに照らされて、花を咲かせた夜は、甘くせつなく 色づいていく
اگر گلبرگ‌های رز سفید یکی پس از دیگری باز بشن، خاطرات اون روزها ممکنه که دوباره در من زنده بشه؟
رنگ گل‌هایی که باز می‌شدن تا نوری به شب تاریک بدن، به طرز زیبا اما غم‌انگیزی در حال تغییره.
光る糸を辿るように、ときは静かに流れて
満ち引く揺れに添いながら、人は生まれ変わる

درست مثل ریسمان درخشانی که به دنبالش باشی، زمان به آرومی در حال گذره،

و مردم در حالی که درگیر این حقیقت هستن، روز به روز تغییر می‌کنن و از نو متولد می‌شن

「Rondo」

ON/OFF

Thursday. June 8, 2017. 01:07 P.M
18 خرداد 1396
08JUN

+

 

همیشه بهترین راه این نیست که اونقدر بگردی تا یه جواب درخور برای سوالت پیدا کنی؛ گاهی وقت‌ها لازمه که صورت مساله رو طوری تغییر بدی که با جوابت جور در بیاد.

واقعیت اینه که پرسیدن سوال‌ها لزوما به قصد پیدا کردن جوابی برای اون‌ها نیست.

هی؛ یعنی واقعا این رو نمی‌دونستی…؟!

 

Thursday. June 8, 2017. 12:10 P.M
18 خرداد 1396
06JUN

+

 

همکارم صدام کرده می پرسه یک ربعه داری به چی فکر می کنی که اونطور خیره شدی به مداد توی دستت؟

بهش می گم که چیزی نیست؛ اما واقعیت اینه که مدتیه دارم به مسالۀ غیرمنتظرۀ خوشایندی فکر می کنم و احساس می کنم که از بابتش خندۀ مورب و معناداری روی لبم نشسته باشه.

 

Tuesday. June 6, 2017. 11:18 P.M
16 خرداد 1396
03JUN

+

 

وقتی نمی‌خوای اینجا باشی؛ می‌دونی که می‌خوای کجا باشی؟

وقتی می‌خوای تموم بشه، دقیقا می‌دونی که چی رو می‌خوای شروع کنی…؟

 

Saturday. June 3, 2017. 02:55 P.M
13 خرداد 1396
03JUN

+

 

وقتی به عنوان پیشنهاد بهت میگم «حالا یه Track بده ببینم»؛ محض رضای خدا اونقدر این کار رو تکرار نکن که شورش در بیاد!

خیلی چیزها کمش خوبه. صرفا اونقدری که بره توی دندون هات گم و گور بشه و فقط مزه ش زیر زبونت باقی بمونه.

 

Saturday. June 3, 2017. 02:35 P.M
13 خرداد 1396